تبليغاتX
هرچی میخوای پیدا میشه
تووو رووو خدا برام خیلی دعا کنید اووووونی که دوووسش داشتم داره از دستم میره میدووونید یعنی چی؟؟؟؟یعنی پرنده از قفس میپره دلم میمیره تنها میشم واسه همیشه حقم نیست بعد سه سال تکپری اینطوری بدووون خداحافظی ازم جدا شه اووونی قسم خوورد به قران که تنهات نمیزارم تا موقعی که خودت بگی بروو...حالا زد زیر قسمش چه طوری؟؟؟ ........باوجووود من وداع کن دارم از این خووونه میرم توووو فقط منو دعا کن یا بمووون منم بمووونم یا بزار نیستی نباشم لااقل اشکامو پاک کن زشته اینجوووری جداشم.......بعد رفتنم ازاینجا زندگیت ازهم میپاشه در و همسایه به طعنه میگن جاش خالی نباشه راستی عکسم رووو دیواره اووونم از خودت جدا کن  اگه دلتنگ شدی روووزی درو دیوارو نگاه کن....یادگاری ندارم که مباداجا بزارم جلووومو بگیر بمووونم اخه من جایی ندارم کاش میشد فقط یه هفته دیگه بامن سر میکردی به قووول خووودت روووزاتو پیش من هدر میکردی مگه میشه وقتی نیستم چشماشو روهم بزاره واسه من خبر میارن که فلانی بیقراره......یعنی الان تووو خیابووون داره دنبالم میگرده باز خیالاتی شدم من  این  خیابووونا چه سرده...انگار جدی جدی بی تو یه فقیر کوووچه گردم  با اینکه رفتم ولی باز بگی برگرد بر میگردم....گرچه مغرووورم ولی تو بگی برگرد برمیگردم......
+ نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 و ساعت 9:33 |
به سلامتی بچه های بالا شهر که دسبند طلا و گردنبندطلا گردنشوووون بهسلامتی بچه های پایین شهر که دسبند زندان دستشووون و طناب دار گردنشووون...به سلامتیه توووو که لبخندت برام طلاس و ناراحتیت طناب دار...یه دووونه باشی عشقم...
+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه هشتم آبان 1390 و ساعت 7:23 |
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
+ نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 و ساعت 6:33 |
از دوووستان عزیزی که مطالبی دقیق در مورد احضار جن و رووووح دارند خواهشمندم که به بنده که خیلی علاقه به احضار جن دارم کمک کنند و روش احضار را نیز به من اموووزش دهند......
+ نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 و ساعت 9:11 |
یادگارمی گل بهارمی میشه دووووباره ببینمت که باز بیای کنارمن؟؟؟اگه نیای بی تو میمیرم... اگه بووودی کنار من میدیدی که سر به راه شدم قبووول دارم گذشته ها بوووده همراه تلخ تو عزیزم جبران میکنم قسم به خوووبی های تو مدیوون تو شدم من بهت بدی ها کردم چی بگم و چی کار کنم باور کنی حرف دلم؟؟؟؟شک بد دلم روووو به خدا توووبه کردم....میترسم نفرین تو اه پاک دل تو دنبال من بگرده تا بگیره حقتو از روووی دوووست داشتنم بووود  اذیتت میکردم میخوام کنار ت باشم تا اخر عمرمو توووی نگاهت باشم......................هرچند که دیگه تووو دلت جایی ندارم..........
+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه یازدهم آذر 1390 و ساعت 23:53 |
+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه یازدهم آذر 1390 و ساعت 23:32 |
اخرین نشووونه ی رسیدنی که واسه همیشه بی نشووون میشی سرتو رووو شووونه های من بزار وقت عاشقی و سنگ نداری وارث نجب زخمای درشت طاقت پرپر نداری نشووون بی نشووون من به قلب اسمووون بزن تا مردم از روووی زمین تو رو نشووون بدن ..........نزار که سفره ی دلت پیش غریبه باز بشه این بغض نشکسته باید سهم خووود خدا بشه......

+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه یازدهم آذر 1390 و ساعت 23:29 |

+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه یازدهم آذر 1390 و ساعت 23:20 |
لا لا لا بخواب اصغر....بخواب گل پرپر...لالالا عزیز خنده بر لب...لالا کن در کنار عمه امشب.....لالالا گلم لالایی...چراغ من ز لب لالایی... الهی من بهقربان گلوووویت.....فدای پیچ و تاب ننویت....الهی من به قربان لب تو... فدای بانوووی مادر مادر تو....چه جدایی ای جدایی... گل پرپر علی اصغر کجای....در این صحرای خشک و بی اب... تو رفتی رفتی تشنه تووووی بستر خواب...بخواب اروووم علی اصغر که خووونه...نداره جز جدایی ها نشووونه...الهی اصغرم مادر بمیره...که دست و پا زدن هاتو نبینه

+ نوشته شده توسط ساناز در جمعه یازدهم آذر 1390 و ساعت 23:9 |
تو ... باش تا باشم ... بمان تا بمانم ... بی تو نمیتوانم ... بی تو میمیرم .... بی تو ... هرگز ...

اینجا محل فریاد درد و غم و انتطار من است ......... اینجا محل فریاد عشق من است ، اما

هـزار جهد نمـودم کـه سـر عشـق بپـوشـم .......... نبود بر سر آتش میسرم ، که نسوزم ....

+ نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه هشتم آبان 1390 و ساعت 8:4 |


Powered By
BLOGFA.COM